خرید بک لینک
شهدادنيوز

سرپرست اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان كرمان گفت: در دومين همايش ملي ثبت، محوطه باستاني شهداد براي ثبت در فهرست آثار ملي به تصويب شوراي عالي سياستگذاري ثبت ميراث فرهنگي رسيد.به گزارش شهدادنيوز،به نقل از روابط عمومي اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان كرمان، هادي ايرانمش با اشاره به برگزاري دومين همايش ملي ثبت با محوريت ثبت آثار تاريخي، طبيعي و معنوي در استان سيستان و بلوچستان اظهار داشت: استان كرمان در اين همايش چهار پرونده را به منظور ثبت در فهرست ميراث معنوي ارائه كرد كه با ثبت دو اثر تاريخي موافقت شد.
وي افزود: محوطه باستاني شهداد و بازار قاسم آباد رفسنجان كه هركدام به ترتيب به هزاره چهار تا سوم و به دوره قاجاريه ميرسند، از جمله آثاري هستند كه ثبت آنها در فهرست ميراث تاريخي به تصويب رسيد.
وي درخصوص فعاليت هاي كشاورزي يك نهاد فرهنگي در بخشي از اين محوطه باستاني اشاره اي نكرد


ايرانمنش با اشاره به تغيير روند ثبت آثار گفت: روند ثبت آثار نسبت به سالهاي گذشته تغيير كرده است كه اين تغييرات شامل نحوه تهيه پرونده ثبتي و ارائه اين پروندهها ميشود.
سرپرست اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان كرمان بيان داشت: در تهيه پروندههاي ثبتي بايد تمام جزئيات طبق ضوابط و دستورالعملهاي جديد تهيه شده و به شوراي ثبت كشوري ارائه شود.
ايرانمنش خاطرنشان كرد: اين پروندهها پس از بررسي مورد ارائه مقدماتي قرار گرفته و سپس در همايش علمي با حضور اعضاي شوراي سياستگذاري عالي ثبت به رياست معاون ميراث فرهنگي و همچنين كميته تخصصي، تمامي معاونان و مسوولان ثبت كشور به نقد و بررسي گذاشته ميشود.
وي خاطرنشان كرد: در مرحله آخر بررسي پروندههاي پيشنهادي پس از احراز شرايط ثبت جزو آثار ملي قرار ميگيرند.
سرپرست اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان كرمان با بيان اينكه اينگونه همايشها هر سه ماه يكبار در يكي از استانهاي كشور برگزار ميشود، تصريح كرد: در طول اين همايشها كارگاه آموزشي برگزار ميشود.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1389 ساعت: 18:24

هواي سيرچ وشهدادم آرزوست

عباس تقي زاده

پنج شنبه شب گذشته ،توفيق يار شد و ديدار استاد هوشنگ مرادي كرماني نصيب گشت.

در يكي دو ساعتي كه در محضر ايشان بودم صحبت هاي زيادي به ميان آمد اما هوای كرمان وسيرچ وشهداد ،بيش از همه بر فضاي گفتگو حاكم بود.

سيرچ وشهدا دبراي مرادي كرماني ، در هر ديدار يك جان بخشي دوباره است. و او با مرور روزهاي كودكي اش ،وقتي نسيم سيرچ و آواز هزاردستان سرو بلند قامت و زيبايش ،روحش را نوازش مي دهد و آن هنگام كه او از لابه لاي شاخه هاي چترگونه نخل هاي شهداد ،مادرش را در آسمان مي بيند از نو متولد مي شود و مي شود همان كودك ونوجوان دهه 1320 و1330 ، ذهنش راه مي افتد و احساس و طبعش بال در مي آورد و پرواز مي كند. اين راوقتي بيشتر حس كردم كه ، استاد هوشنگ مرادي كرماني در پشت ميز تحريرش ، از دلتنگي هايش براي سيرچ وشهدادگفت و باور داشت كه هواي سيرچ وشهداد براي او شفابخش و سلامت آفرين است.

در ادامه ُ ايشان به سفر اخيرشان به تركيه اشاره كرد وگفت كه مجري يك برنامه تلويزيوني سوالي با اين مضمون از او پرسيده است كه درباره فرهنگ هاي ديگر چه گونه فكر ميكني ؟ و او پاسخ داده است. كه من كبوتري هستم كه از اين بام به آن بام مي پرم وبرايم تفاوتي ندارد كه صاحب اين بام ها كيست .

مرادي كرماني را بعد از بيماري شان تا آن روز نديده بودم و تلفني احوالش را جويا بودم . خوشبختانه ، حالشان خوب بود هر چند كه بايد مرتب از دارو استفاده كنند.

اميد كه فرزند سرو و نخل ،هميشه سلامت و سرحال باشد .و همیشه نوجوان بماند. الهی آمین

همچنين ويژه نامه داستان گروه مجلات همشهري ،در آذرماه 1389 يك مصاحبه خواندني با استاد هوشنگ مرادي كرماني چاپ كرده است. با عنوان: "گاهي ايده هاسر زا مي ميرند".

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1389 ساعت: 22:36

شهدادنيوز- عباس تقي زاده (منتشرشده درروزنامه ايران)

كلوت هاي كوير شهداد كه درفاصله ۴۰كيلومتري شرق و شمال شرق شهداد قرار گرفته اند، بزرگترين عارضه كلوخي طبيعي در دنيا هستند .


كلوت هاي كوير شهداد، بزرگترين عارضه كلوخي طبيعي دنيا و منحصر به فردترين ، زيباترين وجذابترين عارضه كويراند. كلوت ها در اثر فرسايش آبي و بادي در طي هزاران سال شكل گرفته اند. كلوت ها سرتاسر قسمت غربي لوت مركزي را پوشانيده اند و از دور به شهري بزرگ مي ماند.
اين شهر كلوخي درفاصله ۴۰كيلومتري شرق و شمال شرق شهداد قرار گرفته و طول متوسط آن ۱۴۵كيلومتر، عرض متوسط آن ۸۰كيلومتر و مساحت آن بيش از ۱۱هزاركيلومترمربع است كه از بزرگترين شهرهاي دنيا، بزرگتر است واز آن مي توان به عنوان بزرگترين شهر بي جمعيت جهان نام برد. اين شهرپرجاذبه ازگذشته موردتوجه بوده است وتعدادي از جهانگردان به توصيف آن پرداخته اند.
دكتر آلفونس گابريل اتريشي مي نويسد:« وقتي سايه ابرها روي منطقه (كلوت ها) افتاد، انسان برج و باروهاي كنگره اي را به ياد مي آورد». «ژنرال سرپرسي سايكس» كه يكي از مهمترين وبانفوذترين عوامل انگليس درايران بوده و از كلوت ها ديدن كرده ، چنين مي نويسد: «آثار شهركلوت ها از غرايب طبيعت است. درحين عبور از بين اين نقاط مخروب، شخص تصور مي كند كه از وسط قلاع وقصرهاي جن و پري مي گذرد. اين ابنيه اي كه طبقه طبقه روي هم بنا شده و گويااشخاصي وراي بني نوع انسان در ساختمان آن دخيل بوده اند. اشكال عبادتگاهها ، اهرام ، برجها و قلعه هاي بزرگي را درنظر انسان مجسم مي كنند وبدون اغراق از مشاهده آنها شخص به خود مي لرزد».
آري، معمار زيباآفرين ، با خاك و خاك ، شهري خلق نموده كه ازديدنش ساعتها غرق در حيرت خواهي شد و پي خواهي برد كه بي سنگ و رنگ ، بي سفال و متال، بي شومينه و آيينه نيز مي توان زيبايي آفريد. اشكال طبيعي و كلوخي كلوت ها كه زيباترين وجذاب ترين آنها در نزديكي شهداد قرار دارند مي تواند به عنوان يك جاذبه گردشگري مورداستفاده قرار گيرد. بويژه اينكه اين جاذبه دركنار رود دائمي شور و تپه گندم بريان قرار گرفته است.
كلوت ها آنقدر زيبا و شگفت انگيزند كه تصور مي كني پاي درسياره اي ديگر گذاشته اي، سياره اي بدون سكنه، اين تصور وقتي كاملتر مي شود كه از بالا و از هلي كوپتر به اين منظره كه مي توان از آن به عنوان سياره اي بر روي زمين نام برد نگاه بيندازي . رقص و موج شن ها در كوچه و دالان هاي كلوت ها از يك طرف و سراب هاي زيبا دراين شهر افسانه اي تخيل انسان را به اوج مي رساند . ضمناً كلوت ها مي توانند به عنوان مكاني جهت ساخت فيلم هاي مستند وفيلم هاي علمي ـ تخيلي و … مورد استفاده قرار گيرند. سراب آنقدر در كلوت ها زيباست گويي كه صدها كشتي و قايق برآب شناور هستند (كلوت ها از دور ، بر روي سراب شناور مي شوند ).
كوير لوت با۸۰۰۰۰ كيلومترمربع وسعت در جنوب شرق ايران واقع است

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: شنبه بهمن 1389 ساعت: 20:53

6 چشمه توالت در شهرشهداد با حضور تعدادي از مسئولان به بهره برداري رسيد .اين توالت ها داخل يكبوستان كوچك ساخته شده اندبه گزارش خبرنگار ما بهره برداري آزمايشي از اين بوستانو توالت ها از 3 ماه قبل آغاز شده بود و احتمال مي رود از بيش از نيمي از ظرفيتچاه آنها ،استفاده شده باشد.

باافتتاح رسمي اين پروژه،بخشي از زيرساخت هاي شهري در شهداد درزمينه خدمات رفاهي بهگردشگرران و اهالي تكميل شد.

اين سرويس هاي بهداشتي كه روبان آنها چيده شد از آذرماه امسال كارآزمايشي خود را شروع كرده بودند.

سازمانغیر انتقاعی جهانی توالت، به مناسبت 19 نوامبر که روز جهانی توالت نامیدهمی شود، اعلام کرد: در کشورهای در حال توسعه شیوع بیماریهای اسهال ازطریق مدفوع بیشتر از ایدز جان کودکان را میگیرد. در این روز بر اهمیتبهداشت صحیح توالتها و سرویسهای بهداشتی در تمام کشورهای جهان تاکید شدهاست.

بر اساس گزارش این سازمان تحتعنوان «یک تفاوت»، بهبود اوضاع بهداشتی در مدارس آفریقایی موجب شده کهشمار دانشآموزان در مدارس افزایش یابد. به سازمان کنترل و پیشگیری امراضآمریکا نیز بر ضرورت بهبود شرایط بهداشتی توالتها تاکید کرده است.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1389 ساعت: 8:48

شهدادنيوز

سرانجام پس از وعده هاي فراوان ،بازسازسي بازار سنتي شهداد آغاز شد.رييس ميراث فرهنگ،گردشگري و صنايع دستي شهداد درگفتگو با شهدادنيوز گفت: در مرحلهاول ،6 مغازه با اعتباري بالغ بر 450 ميليون ريال بازسازي مي شود. حجت ابراهيميزاده افزود:مرحله اول طرح تا پايان سال 1389 به پايان مي رسد و مرحله دوم طرحدرسال آينده اجرا مي گردد.

به گزارش خبرنگار شهدادنيوز اين اقدام ميراث فرهنگي شهداد و كرمان بااستقبال اهالي روبرو شده است.

بازار سنتي و 400ساله شهداد در زلزله مرداد1360 آسيب ديد وبه دستورهيات بازساي آن زمان سقف آن با لودر فروريخته شد.دركنار بازار تاريخي شهداد قلعه تاريخي نارنج قلعه (ارگ تاريخيشهداد) قراردارد كه پس از زلزله سال 60 از سوي ستاد بازسازي با لودر بارشد وامروزفقط قسمتي از ديوار آن باقي مانده است.همچنين يكي ازمساجد تارخي و يكي از خانه هاي تاريخي شهداد داخل بازار شهداد قرارداردند .

دو سال قبل دريك اقدام ناشايست تعدادي از عوامل ساخت يك برنامهتلويزيوني متعلق به صداو سيماي كرمان كه براي فيلم برداري صحنه هاياي از يك فيمداستاني از اين مكان استفاده كردند با رنگ هاي شيميايي و واقعي برديواربازار وداخل مسجد تاريخي آن عباراتي را نوشتند كه هنوز آثار آنها باقي است.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت: 9:1

شهدادنيوز

فرماندار جديد كرمان روز 12 بهمن به شهدادسفر كرد.به گزارش شهداد نيوزبهنام سعيدي در اين سفر كلنگ ساخت دبيرستان شبانه روزي شهداد را به زمين زد.همچنينوي از طرح بازسازي بازار تاريخي شهداد ديدن كرد.

سعيدي درادامه اين سفر با تعدادي از خانواده هاي شهداي بخش شهداددديدار كرد و با حضور درگلزلذ شهداي شهدا دبه مقام شامخ شهيدان اداي احترام نمود.

وي با سفر به سيرچ واندوهجرد از اين دو شهر نيز ديدار كرد.وي به تكابهم رفت در اين ديدار تعدادي از اهاليدهستان تكاب خواستار ساخت باند هواپيماي سمپاش دراين دهستان شدند. تعدادروستاهايدهستان تكاب از تعدادروستاهاي برخي شهرستان هانيز بيشتر مي باشد.

به گزارش شهداد نيوز بهنام سعيدي پيش از اين به عنوان مدير كل حوزهاستاندار مشغول فعاليت بود.دركارنامه وي فرمانداري شهرستان عنبرآباد نيز وجودداردكه سعيدي درآ نزمان به عنوان فرماندار نمونه استان كرمان انتخاب شد.

شهدادي ها اميد وارند فرماندار جديد كرمان بتوان دبا گزينش نيروهايكارآمد و نظارت برعملكرد مديران درشهداد اوضاع نابسامان شهداد را سامان بخشد.شهداد پهناورترين و تاريخي ترين بخش كشور ايران محسوب مي شود.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت: 8:59

شهدادنيوز

يكي از فرزندان فرهيخته و فرزانه شهداد آقاي علي جعفرزاده است.ايشان متولذ 1353 و فارغ التحصيل ممتاز كارشناسي ادبيات فارسي دانشگاه شهيد باهنر كرمان است كه دركنكور كارشناسي ارشد دانشگاه ها درسال جاري موفق شد در مقطع كارشناسي ارشد ادبيات فارسي دانشگاه شهيد باهنر كرمان دردوره روزانه با رتبه عالي پذيرفته و ادامه تحصيل دهد.

آقاي علي جعفرز اده از فعالان فرهنگي و اجتماعي شهداد به شمار مي رود. شهدادنيوز براي ايشان وخانواده محترمشان آرزوي موفقيت وسلامتي مي نمايد.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت: 8:59

شهدادنيوز

هوشنگ مرادی کرمانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سيرچ از توابع بخش شهداد کرمانمتولد شد و تا کلاس پنجم ابتدایی در آن روستا درس خواند سپس به کرمان رفتدوره دبیرستان را در یکی از دبیرستانهای شهرستان کرمان گذراند و سپس وارددانشگاه شد. و دوره ی دانشکده هنرهای دراماتیک را در تهران گذراند و درهمین مدت در رشته ی ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت. وی فعالیتهایهنری خود را از سال ۱٣٤٠ با رادیو کرمان آغاز کرد و بعد این فعالیت را درتهران ادامه داد. نویسندگی را از سال 1347 با مجله خوشه آغاز کرد سپس قصههای مجید را برای برنامه «خانواده» رادیو ایران نوشت . همین قصه ها ،جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال1364» را نصیب وی ساخت .
از هوشنگ مرادیکرمانی تا کنون نه کتاب داستان انتشار یافته است که برخی از آنها بهزبانهای آلمانی ، انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیایی ، هلندی ، عربی ، ارمنیترجمه شده و هم چنین هجده فیلم تلویزیونی و سینمایی بر اساس داستانهای اوبه تصویر درآمده است.
آثار ترجمه شده وی جوایزی را از مؤسسات فرهنگیو هنری خارج از کشور به دست آورده است. از جمله : جایزه ی دفتر بین المللیکتابهای نسل جوان (۱٩٩٢ ) . (IBBY) جایزه ی جهانی هانس کریستین آندرسن.
برخی از آثار او:


- قصه های مجید پنج جلد 38داستان انتشارات سحاب چاپ دوازدهم 1373
2- بچه های قالیباف خانه دو داستان انتشارات سحاب چاپ چهارم 1372
3- نخل یک داستان بلند انتشارات سحاب چاپ سوم 1372
4- چکمه داستان برای کودکان 6الی 10ساله انتشارات سحاب چاپ سوم 1372
5- داستان آن خمره داستان بلند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ سوم 1373
6- مشت بر پوست داستان بلند انتشارات توس چاپ دوم 1374
7- تنور مجموعه داستان انتشارات پروین چاپ اول 1373
8- کوزه نمایشنامه نشر نی چاپ اول 1373
9- مهمان مامان داستان بلند نشر نی چاپ اول1375

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1389 ساعت: 8:58

شهدادنیوز

مرگ برشاه - انشاي يك دانش آ موز

درزمان شاه خائن ،كشوربامشكلات بي شماري همراه بود و درشهداد هم به عنوان يك نقطه دورافتاده مشكلات دوچندان بلكه سدچنداني داشت.مثلا مي گويند درآن زمان مردم مي بايست براي ارباب ها كار مي كردند و حق چنداني نداشتند.

حتي رييس ها هم مثل ارباب ها رفتار مي كردند و كارمندها بايد نوكرشان بودند وگوش به فرمان آنها باشند. يكي مي گفت برخي از رييس هاي بد، ترياك هم مي كشيدند يك چيزايي هم مي خوردن كه بوي آمپول وقتي تظريق مي كنند ميداد و مغرور بودند و مردم رابه حساب نمي آوردند كرابات مي زدند. حرف هرف اونا بود ومردم شهداد فرمانبرداربودند.

پول هايي كه اگر به شهدادمي دادند تاكاري كنند مي خوردند ونوش جان مي كردند يا با اون پولا براي خودشون ملك مي خريدند. اون موقع هنوز تونل باز نشده بود ومردم يك روز توراه بودند تا باماشين هاي گاراژ مقيمي به كرمون يا شهر مي رفتند. رييسا هواي دوستايه خودشون را داشتند واز قوم وخيشا شون استخدام مي كردند. پارتي بازي مي كردند يا يك پستي تو شهدادمي گرفتند ولي به شهدادنمي اومدند و همون كرمون كارمي كردند فوقش سالي يك يا دوبار مي اومدن اونهم موقع پرتقالا يا خرماها. تازه هرسال بعضي رييساي شهدادبراي رييسا تو كرمون گوني گوني پرتقال مي بردند وتعارف مي دادند تا توشهداد هركاردلشون خاست انجام بدند.

جشن و شادي نبود .ولی اگربودخیلی بدبود بچه هارامجبورمی کردن دست بزنن وشعرای نامربوط بخانند. يا حركات موظون كه همون رقص خارجياهست انجام دهند.

خيلي سختي بود همه فقير بودند سالي يكبار برنج مي خوردند اونم عيدنوروز تاعيدنوروز . كوچه هاي شهدادخاكي بود تنگ هم بود. دكونها تو بازاربودن ومث شهرهاي ديگه تو خيابون مغازه نبود. همه باغا ديواربلند داشتند تا هيچكي تو باغارو نبينه اربابا فكر مي كردن اگه باغا ديوار ندوشته باشه مردم كه چشمشون به درختاي پر پرتقال بيفته چشمشون مي كنن و باغشون خشك ميشه.

باغا پرپرتقال بود ولي اربابا گدابودن وبه فقيرها كمك نمي كردند.شاه همه چي وارد مي كرد.مثلا ازاسراييل موز مياورديا مرغ يخ زده كه خيلي ها از مزه شون بدشون ميومد وهمون مرغ محلي را مي خوردن. مرغ برزيلي بهتره.مي خواس همه مردم روستاها فقيرباشند و كشاورزي را خراب مي كرد.دلش مي خاس همه برن از دكونها بخرن . اون موقع خيلي بدبود مثلا اين همه نونوايي توشهدادنبود . تخم مرغ ماشيني توشهدادگيرنميومد.

همه از رييسا مي ترسيدن ونمي تونستن حرفشونو بزنن . اگه حتا براي همديگه درددل مي كردن يا توذهنشون چيزي ميگفتن بعضيا خبركشي مي كردن وبه رييسا مي گفتن اوناهم اون نفررا دعوامي كردن يا مجبورش مي كردن از تو شهدادبره بيرون.

ماشين خيلي توشهدادنبود. بدسليقه بودن مثلن يه كتابخونه اي ساختند اول شهدادسالن سينماهم دوشت ولي هيچ وق توش فيلم نشون ندادن.

رفته بودن زمان شاه يك سالون ورزشي ساخته بودن اون سرشهداد دوربود ميگن يه نوع خاكي توزمين فوتبالش ريختن كه هيچ كي نمي تونه توش چمن بكاره تازه چمن مسنوعي هم توش نمي چسبه.اگه يكي رييس ورزش ميشد سالي يه بارهم شهدادنمي اومد. سختي خيلي بود روستاها آب و برق نداشتن.مردم شبا تاريكي درس مي خوندن.بچا كه مي خاستن برن دانشگاه خيلي سختشون بود. تو روستاها مسجدنبود حموم نبود بهداشت كم بود شهداد بيمارستان نداشت تو شهدادفقط يه جايي بودبه اسم شير خورشيد ولي توش شير نبود فقط عكس شيري رو پرچمش بود.

اون موقه همه خرماوپرتقال شهدادرا چندنفرمي خريدن مي بردن بيرجنديا اصفهان وتهرون .حساب بكنيد بيشتر از هزارتا ماشين ده تن پرتقال وخرما رافقط چندنفرمي خريدن.

ارباباخسيس بودن .نميگوذوشتن هيچ كي بره توباغاشون مي ترسيدن نارنجا و نارنگياوپرتقالا وخارگيا و بكراييا شون رابچينن . توباغا ازبس ميوه بودنمي شديه قدم اون طرفتره راببيني ولي اربابا نميگذوشتن توباغابروند.گدابودن.خيلي بدبودن.

هركي ميومدتوشهدادرييس ميشد اولش هيچي نداشت ولي وقتي مي رف تازه اگر ميرف وضش ازاينرو به اون رو شده بود. معلوم نبوداين همه پول از كجاآورده بود.مگر چندحقوق به اونا مي دادن كه هم خونه توكرمون مي خريدن هم باغ مي خريدن هم همه چي مي خريدن .بچه هاشون چرخ دوشتن توشهدادبه دوچرخه ميگن چرخ. بچه هاي فقير ميباس باحسرت چرخاي بچه ها ي پولدارا نگاه كنن بعضياشون عينك هم دوشتن و قيافه مي گرفتن وبقيه رامسخره مي كردن.

ولي الان خيلي خوب شده . رييسا به فكرمردم هستن .وروستاها آبادشدن جاده و آب وبرق دارن زمين فوتبال هم بچه ها دارند.اربابا از شهدادرفتن و ميشه توباغاشون رف از بس بدبودن همه باغاشون خشك شدن.سالن ورزشي داره شهداد.دكوناش ازتوبازاراومدن توخيابون.اون بازارقديمي خراب شده كلاس ندوش. نارنج قلعه راهم بارش كردن كوچه ها گشادشدن توشون ميشه ويراژ رف لايي كشيدالبته به هنگام عبورگله گوسفندا.خيلي هال ميده.بوق ميزني گوسفندامي ترسن ميرن توباغا.ديواركه ندارن. آفورك هم گيرشون نميا بخورن. هچ جا همچي تفريحي ندارن.وقتي باموتور ميوفتي وسط يه گله گوسفندي دوربرباغ مسودي ميگي گرگ به گله زده.

شهدادتلفن هم داره تازه مبايل هم هس ايران سيل هم توش جواب ميده. كلاساي مدرسه مابزرگه توشون خيلي جاهست. مثلا ما10 نفريم تويه كلاسي . توهچ جااينقدر دانش آموز كم توكلاسانيست. توشهرهاي ديگه بچا توكلاساازبس زيادن خفه ميشن ولي اينجا بچه هاا راحتن.

اون موقع اسراف مي كردن مثلاتوشيرخورشيدفقط آمپول مي زدن ولي حالا همه همدل هستن وتو بيمارستان دانشگاه هم هست. خيلي خوب شده دانشجوهااگه مريض شدن ميرن همونجا دكتر.قديما بچاغايب مي شدن نمي رفتن مدرسه روزبعدش مي گفتن مريض بوديم ولي الان دانشجوهانمي تونن دروغ بگن البته هچ كي دروغ نميگه حالا اگه يكي شيطون رفت تو جلدش .رييس دانشگا شهدادميره توبيمارستان تواتاق بغلي مي پرسه ؟ميگه اقاي دكتراين راست ميگه يانه؟ اينچوري هچ كي غايب نميشه درساشونم خوب ميشه هردانشجويي هم درس نخوندآمپولش مي زنن ازترس امپول ،درس مي خونن اينجوري شهدادبيشترپيشرف مي كنه .براي دانشجوهان متاهل هم خوب شده .مي تونن تست حاملگي انجام بدن يالولاشونوببندن جمعيت كمتربشه.همين جا دردشونو كه ياد كردند فارغ ميشن هم فارغ ا لتحصيل ميشن هم فارغ اونجوري .ازكلاسوشونم عقب نمي يوفتن .تايكساعت قبل از زايمان هم مي تونن برن كلاس .توكدوم دانشگا تو دنياهمچين امكاناتي هست ؟تازه اگه برقهاهم برن موتورهندارو ميارن توزايشگاه روشنش مي كنن .

تو لوت هم تازه جاده كشيدن تونل هم واشده .اينقدر اينجاخوبه كه رييسايي كه توشهداد ميان نمي خان ازشهدادبرن.وهي مدت خدمتشونوتمديد مي كنن تاخدمت بيشتري به مردم بدبخت شهدادبكنن و اونارو خوش بخت تر"بكنند".

مردم شهرهاي ديگر آرزو دارن مصل رييسا توشهداد دوشته باشن ولي خاب ديدن خيرباشه . شهداد ميشه شهرستان.شايدم استان بشه.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: پنجشنبه 14 بهمن 1389 ساعت: 19:10

شهدادنیوز- بهنام سعيدي فرماندار كرمان در سفر به بخش شهداد، از موزه شهداد، مدرسه راهنمايي مهديه تكاب، مجتمع خدمات امدادي كويري شهداد بازديد كرد و بر رفع مشكلات اين بخش قول مساعد داد.
كلنگزني دو مجتمع آموزشي از ديگر برنامههاي فرماندار كرمان در بخش شهداد بود.
مدرسه شبانهروزي دخترانه با اعتبار 20 ميليارد ريال از اعتبارات سفر مقام معظم رهبري كه پيمانكار موظف به تحويل آن در دهه فجر سال 90 است و سالن چند منظوره بصيرت در اندوهجرد با اعتبار 610 ميليون ريال كه در هفته دولت سال آينده به بهرهبرداري ميرسد، دو كلنگي بود كه فرماندار كرمان به زمين زد.
همچنين در اين سفر پارك تفريحي مركز بخش شهداد كه با اعتبار 250 ميليون ريال احداث شده بود، به بهرهبرداري رسيد.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: سه شنبه 12 بهمن 1389 ساعت: 13:31

مراسم گشايش پيام نورشهدادبخشدادشهداددرروز افتتاح -عكس : عباس تقي زاده

شهدادنيوز---گزارش و عكس ها:عباس تقي زاده

مردمي كهدرتابستان 1386 افتتاح واحد پيام نور شهداد را جشن گرفتند و براي بازگشايي آنگوسفند قرباني كردند هيچ گاه تصور نمي كردند اين موسسه آموزشي ،چندسال بعد مالك وصاحب مكاني شود كه با دلسوزي و براي كارگشايي دراختيار آنها قرار گرفته بود.اينمركز آموزشي كه از تابستان 1386 دربخشي ازساختمان بيمارستان 80 تختخوابي شهداد مستقرشد حالا سند قطعي بخشي از بيمارستان رادردست دارد.

يكي ازاهالي شهدادبا اظهار نارضايتي ازاين عمل هيات امنا و مسئولين گفت:ازسوي برخيازاعضاي هيئت امنا اين عمل درراستاي حفظ امتياز اين موسسه آموزشي در شهداد توجيهمي شود وبرخي مي گويند حالا مگر چه شده است اين ساختمان كه خالي بوده است پيام نوراز آن استفاده كند . وي كه نخواست نامش درگزارش آورده شود- به همان دليلي كه همهشهدادي ها نمي خواهند نامشان درهيچ گزارشي آورده شود-افزود:ما مخالف گسترش امكاناتآموزشي درشهدا نيستيم اما بايد به اين نكته توجه داشت كه اين بيمارستان را فردخيري به نام مرحوم غفوري ساخته است و واگذاري بخشي از آن به پيام نور شهدا د ، بر انجامكارهاي وقفي ازسوي مردم تاثير منفي مي گذارد. وي ادامه داد :اينساختمان براي امور درماني ساخته شده است و كاربري بيمارستاني دارد اما درحاليكهچندين ساختمان خالي درشهدا د وجوددارد توجيه پذيرنيست اين ساختمان بيمارستاندراختيار پيام نور به شكل قطعي قراربگيرد(بااين اقدام توجيه ناپذير،فاتحه تجهيزوداشتن بيمارستان درشهدادرابايد خواند) درحالي كه مي توانست به همان صورت قبلي تاساخت يك مكان جديد ،ازاين ساختمان استفاده كنند. او گفت:ماپيشنهاد مي دهيمساختمان بدون استفاده بنياد 15 خرداد درشهداد يا خوابگاه تعطيل شده هلال احمر و ياساختمان درحال تكميل تبليغات يا ساختمان حوزه علميه سيرچيا يكي ازساختمان هاي اداري بخشداري يا يك مدرسه ، دراختيار پيام نور قرارگيرد .

او افزود :بيمارستان شهداد درمكا نيدرگوشه شهر واقع است و ازطرفي با حضوربيماران درآن ،براي استفاده دانشجويان مناسبنيست و ساختمان هاي خالي كه از آنها نام برده شد از موقعيت خوبي برخوردارهستند ودستكم استفاده مناسبي از آنها هم صورت مي گيرد . به گزارش شهدا نيوز از شهدا د روزدوشنبه مسئولان پيام نور شهداد درمحوطه بيمارستان 80 تختخوابي شهداداقدام به شروععمليات حصاركشي كردند كه با مخالفت گروهي از كاركنان بيمارستان و اهالي و دخالت برخيعوامل از ادامه كارآنها جلوگيري شد. بهگفته يكي از اهالي ،بخشدارشهداد ،آقاي محمد مومني و امام جمعه شهداد،حجت الاسلام آقاياحمد الله وردي از اعضاي هيات امناي پيام نورشهداد هستند .

شايانگفتن است طبق شنيده هاي منتشرشده درشهر شهدا د ، بخشي از زمين بيمارستان شهداد كهظاهرا درمالكيت شهرداري شهدا بوده است به قيمت 17 ميليون وپانصد هزارتومانبه پيام نورشهدا د واگذارشده است اما برخي اعتقاددارند كه اين معامله صوري و ظاهريبوده است و پولي ازاين بابت به حساب شهرداري شهداد واريز نشده است. برپايه شنيدهها ،چند سال پيش نيز 3 سهم از 6 سهم چاه آب درنزديكي بيمارستان شهدا د كه متعلق بهبيمارستان شهداد بود بدون دريافت وجهي به شركت نخل شيرين واگذار شده است.

اين اقدام تاثير منفي براهالي داشته و به عنوان اقدامي ننسنجيده از آن ياد مي كنند حتي برخي از واژه پيام زور استفاده مي كنند.آنها مي گويند برخي افراد كه عرضه وتوانايي راه اندازي دانشكده كشاورزي را قول آن را همه دادند ندارند بروند ودستكم تابلوي آ نراازروي زمين بردارند.

شاسان گفتن است سالها ساختماني متعلق به آموزش و پرورش دراختيارسپاه پاسدارن شهداددراابتداي شهر بود كه اين نهاد اين ساختمان راتخليه وبه آموزش و پرورش تحويل داد وبه محل جديد انتقال يافت كه اين كار اثرات بسيار مثبتي داشت.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: سه شنبه 12 بهمن 1389 ساعت: 9:3

شهدادنیوز-عباس تقی زاده

آقای علی مهربانی کشاورز مهربان ودوست داشتنی شهداد ُ هرشاخه گل نرگس را ۲۵ تومان می فروشد این درحالی است که ایشان سال گذشته هرشاخه گل نرگس را ۳۰ تومان می فروخت.

شهدادازمهمترین مکان ها برای پرورش گل نرگس محسوب می شود اما ازسوی مسئولان تلاش خاصی برای معرفی پتانسیل های شهدا د دراین زمینه صورت نگرفته است.حتی با درایت برخی مدیران شهداد آقای مهربانی می توانست گلهای خودرا به قیمت واقعی به گردشگران بفروشد.

اما باتوجه به عملكرد مديران بهتراست خودآقای مهربانی برای فروش گل هایش به قیمت بالاتر چاره ای نو بیندشد و روش های فروش سنتی را کناربگذارد.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: سه شنبه 12 بهمن 1389 ساعت: 9:0

شهدادنيوز

امكانات وتجهيزات اردوگاه كانون پرورشي كودكان ونوجوانان سيرچ با نام "باغ رقيه" از اين اردوگاه به مناطقي خارج از شهدادمنتقل شده است و با وجود گذشت دستكم 3 سال از اين موضوع تاكنون مسئلان شهدا اقدامي براي بازگرداندن امكانات فرزندان محروم سيرچ و شهداد دراين كانون انجام نداده اند.

ازطرفي اين موضوع تاكنون درچند روزنامه محلي درركرمان منتشرشده است اما مسئولان كانون پرورش فكري كرمان هيچ پاسخي دراين مورد ارايه نداده اند.

شهدادنيوز به تازگي با ارسال نامه اي به دفتر آقاي رضايي رييس كانون پرورش فكري كشور درتهران خواستار پيگيري و پاسخگويي موضوع از سوي وي شد.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: سه شنبه 12 بهمن 1389 ساعت: 8:53

شهدادنیوز
ما مجبور بودیم زود بزرگ شویم

شعرها و داستانهای افسانه شعبان نژاد برای خیلیها آشناست؛ از نوجوانان سالهای 62 _ 60 گرفته تا بچههای دبستانیای که از سال 1382 زیر شعرهای کتاب فارسیشان اسم افسانه شعبان نژاد نوشته شده. شاید وقتی اردیبهشت ماه سال 1342 در شهداد کرمان، آخرین فرزند خانواده شعبان نژاد متولد شد، کسی نمیدانست کودکی متولد شده که کمتر از 9 سال بعد، بزرگ ترین آرزویش این خواهد بود که نویسنده شود. افسانه شعبان نژاد خیلی زود برای رسیدن به آرزویش قدم برداشت و در 18 سالگی اولین مجموعه داستانش را با نام «نه من نمیترسم»، برای نوجوانان در سال 1360 چاپ کرد و تا الأن نزدیک 120 عنوان کتاب از او به چاپ رسیده است. شعبان نژاد الان هم در بخش انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کار میکند.

از کی رفتید سراغ شعر؟

باید از کودکی ام بگویم. من تقریبا ً از سوم دبستان سراغ شعر رفتم. از همان دوران وقتی یک شعر خوب میشنیدم همیشه آرزو میکردم که شاعر این شعر من باشم. مادرم حافظ زیاد میخواند. خیلی از شعرهای حافظ را حفظ بودم. ما در خانه تقریبا ً با شعرهای حافظ بزرگ شدیم. هم پدرم خیلی ذهن موزونی داشت و اهل شعر بود و هم مادرم. پدرم میگفت: «بچه که بودم، همیشه شمع نذر میکردم که حافظ بشوم. حالا اگر شمعهایی که نذر کردم برای خودم کاری نکرد، برای تو اثر کرد».

اولین شعرتان را کی گفتید؟

یادم است اولین شعرم را سوم دبستان گفتم. با خانواده رفته بودیم مشهد. با این که بهار بود برف خیلی سنگینی باریده بود. خانواده برای زیارت رفتند و من تنها ماندم. یک لحظه احساس کردم که دوست دارم چیزهایی بنویسم؛ مداد داشتم و یک تکه روزنامه هم گوشه اتاق بود؛ آن را برداشتم و همان جا یک شعر درباره امام رضا علیه السلام گفتم. البته آن زمان شاید به عنوان یک شعر به حساب نمیآمد. به هر حال احساسات روی کاغذ آمده یک کودک بود و همیشه در ذهنم به عنوان یک یادگار با ارزش از آن یاد میکنم.


الأن با دوره کودکی شما که پدر و مادرها برای بچهها حافظ و سعدی میخواندند، چقدر فرق کرده؟

آن زمان اصلا ً به شکل امروز کار برای کودک و نوجوان نبود.


چرا؟ زمان شما هم که نویسندههایی برای بچهها مینوشتند.

بله اما به شکل امروز نبود که این همه شاعر و نویسنده برای کودک و نوجوان کار کنند و این تعداد کتابهایی که الأن دارد برای گروه سنی کودک و نوجوان چاپ میشود، آن زمان نبود. یادم است که خودم در دوره راهنمایی مجبور بودم کتابهای بزرگسالان را بخوانم.


مجبور بودید؟ یعنی لذت نمیبردید؟

مجبور که نبودم. من به کتاب خواندن علاقه داشتم اما چون کتاب مناسب سنم نبود، میرفتم سراغ رمانهای بزرگسالان.


چه کتابهایی میخواندید؟

کتابهای جک لندن را میخواندم. لذت هم میبردم و استفاده میکردم.


به نظرتان آن زمان بهتر نبود؟

چی بهتر بود؟ این که برای بچهها کار نبود؟!


در عوض حافظ و سعدی و رمانهای معروف دنیا را میخواندند. الأن بچههای دبستانی حتی اسم اینها را هم نشنیده اند.

حافظ و سعدی که مال دوران دبستان نیست. به نظر من کودکان و نوجوانان در هر گروه سنیای که هستند، باید مطالبی را بخوانند که مناسب سن خودشان است؛ متناسب با دنیای خودشان با آنچه نیازشان است؛ حالا ما هم اگر حافظ میخواندیم شاید خیلی متوجه نمیشدیم که چه میگوید.

مفاهیم اخلاقی ای که بچهها میتوانند از شعرهای سعدی یاد بگیرند چی میشود؟

الأن ما نیازهای کودک را میشناسیم. میدانیم کودک چه چیزهایی را باید بیاموزد. مسائل اخلاقی را هم میشود در شعر کودک آورد اما به صورت کاملا ً غیر مستقیم و در لفافه؛ خیلی پوشیده و هنری؛ چون اگر عیان باشد حالت نصیحت پیدا میکند و تأثیر نخواهد داشت.


اما از همان مکتبخانههایی که حافظ و سعدی میخواندند، کلی شاعر و نویسنده موفق بیرون آمده.

ببینید! دنیا الأن تغییر کرده. مباحث روان شناسی که امروز مطرح است اجازه نمیدهد که با همه گروههای سنی یک جور رفتار کنیم. وقتی من خودم را به عنوان نوجوان 25 سال پیش میبینیم، مسائلی داشتم که واقعا ً بهاش توجه نمیشد. خیلی آرزوها در ذهنم بود، کارهایی را دوست داشتم انجام دهم اما کسی من را درک نمیکرد. من قشنگ یادم است که در یک سنی دوست داشتم روی تاب بنشینم و تاب بازی کنم. این یکی از بزرگترین آرزوهای بچگی من بود. اما دید خانواده به من جوری بود که خوب نبود این کار را انجام دهم. الأن شکر خدا پدرها و مادرها بچههایشان را درک میکنند؛ دنیا به نوعی دست بچههاست و یک سری امکانات و اختیارات دارند که با لحاظ روان شناختی به رشد شخصیتشان کمک میکند.

به نظر شما از سال 60 که اولین کتاب تان چاپ شد؛ تا الأن که هنوز هم برای بچهها مینویسید، دنیا چقدر عوض شده؟

من خودم سعی کردم به روز باشم و کارهایم با تغییرات روز هماهنگ باشد. یک زمانی شاعران و نویسندگان بیشتر از محیطهای روستایی، طبیعت و گل و گیاه شعر و داستان مینوشتند و به نوعی از شهر و شهرنشینی غافل بودند. من خودم سعی کردم که خودم را از این قضیه بکشم بیرون و کمی هم به شهرنشینها بپردازم. مثلا ً مجموعه شعر «بزرگ راه» اشاره به یک پدیده مهم شهرنشینی دارد که البته فقط به بزرگراه اشاره نمیکند بلکه به مسائلی که در بزرگراه زندگی وجود دارد، میپردازد. این کتاب را در انگلستان هم یک ناشر چاپ کرده است. سعی میکنم که مسائل روز و شهرنشینی را به صورت خودآگاه با ناخودآگاهم تلفیق کنم؛ البته در حدی که شعر، دل نشینیاش را از دست ندهد و تصنعی نشود.

ولی الأن بچهها بیشتر از این که کتاب بخوانند، سی دی میبینند و فقط جلوی تلویزیون مینشینند.

دور شدن از فرهنگ و ادبیات بالأخره ضررش را یک جایی نشان میدهد. کتاب خواندن از کودکی هم جنبه تفنن دارد، هم جنبه آشنایی با کتاب؛ اگر نباشد، باعث دور ماندن از ادبیات به خصوص ادبیات کهن میشود چون بالأخره بچه ای که از اول با کتابهای مناسب سن و سالش که بیشتر به صورت شعر است آشنا باشد، بزرگ هم بشود باز میرود سراغ شعر و ادبیات. سال گذشته با بچههای یکی از دبستانهای تهران دوره آموزشی قصه نویسی داشتیم. بعضیها با وجود اینکه سن کمی داشتند اما استعدادشان خیلی خوب بود؛ مخصوصا ً در زمینه طنز که الأن میدانید کار طنز برای کودکان خیلی کم است. به احتمال زیاد از بین این بچهها نویسندگان موفقی بار میآیند.


بچههای خودتان چطور؟ اهل ادبیات و کتاب هستند؟

خیر. دخترم اهل موسیقی است و الأن کارشناسی ارشد موسیقی درمانی میخواند؛ پسرم هم ریاضی میخواند.


جوانهای امروز با جوانهای زمان شما خیلی فرق دارند؟

جوانهای امروز یک خرده کم حوصله اند؛ به خاطر همین من الأن رفته ام سراغ گفتن شعرهای خیلی کوتاه که دیگر فرصت بیحوصلگی به مخاطبم ندهد. یک خرده عجولند و دوست دارند سریع به همه چیز برسند.

چرا این طوری شده؟

شاید به خاطر نوع سرگرمیهایی است که دارند. سرگرمیهای الأن خیلی نشاط آور نیستند؛ فقط وقت گذران هستند؛ البته منکر استفاده ای که از آن میکنند نیستم اما به نظرم نوع امکاناتی که در اختیار دارند، باعث شده بیحوصله و عجول شوند. البته اگر بیحوصله اند، به خاطر کم لطفی آنهاست. امکاناتی که امروزیها دارند، در اختیار ما نبود. اگر برمیگشتند به زمان ما و میدیدند که چقدر امکانات کم است، قدر موقعیتشان را میدانستند.

زمان شما، جوانها حوصله داشتند؟

زمان ما جوانها مجبور بودند زود بزرگ شوند؛ یعنی رفتار بزرگترها طوری بود که ما مجبور بودیم خیلی زود بزرگ شویم.


خوب بود؟

نه. به نظر من آدم باید دنیای کودکیاش را داشته باشد. ما خیلی سریع چند پله چند پله میپریدیم به سمت جوانی. بهتر است آدم همه مراحل زندگی را پله پله طی کند.

به جوانهایی که کودکی شان گذشته است، چه میگویید؟

بچگی را میشود حفظ کرد؛ حتی در سن پیری. این، هم باعث حفظ نشاط میشود، هم این که وقتی زندگی را از دید یک کودک ببینیم، خیلی سریع ناراحتیهایمان را فراموش میکنیم. من فکر میکنم جوانهای امروزی باید کمی صبور باشند چون کارهایی که با عجله انجام میشود، نتیجهاش درست و حسابی درنمیآید.

درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن!

منبع: هفته نامه همشهری جوان/ شماره 217

افسانه شعبان نژاد در سال ۱۳۴۲ در بخش شهداد از توابع كرمان متولد شد.دوران دبستان و راهنمايى و دبيرستان را در كرمان گذراند و پس از ازدواج عازم تهران شد.وي در رشته زبان و ادبيات فارسى تحصيل كرده است.اين شاعر كودك در سال1360فعاليت جدي خود را در زمينه شعر كودك آغاز كرد.وي تا كنون ون موفق به كسب ۲۹ جايزه از جشنواره ها و مراكز علمى و فرهنگى مختلف شده است.

كتاب هاى "فرياد كوه"، "شيشه آواز"، "بابا و باران"، "چترى از گلبرگ ها" و "هديه خانه نگين" از جمله آثار منتشر شده از اين شاعر كودك و نوجوان است.

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: يکشنبه 10 بهمن 1389 ساعت: 14:27

شهدادنیوز

هرچند که درهزاره سوم میلادی قرارداریم و شهدادتنها در۹۰ کیلومتری مرکز استان کرمان قراردارد توصیه ما به شما این است که با باک پر از بنزین به شهدادسفرکنید تا دچارمشکل نشوید.

درشهدادمعمولا ماهی دو سه روز پمپ بنزین ُبنزین ندارد .این مطلب رایک منبع آگاه درگفتگوی اختصاصی با شهدادنیوز اعلام کرد .وی که نخواست نامش درگزارش آورده شود به همان دلیلی که همه شهدادی ها نمی خواهند نامشان درهیچ گزارشی آورده شود گفت :گویا تعدادی از ادارات شهر سوخت می زننداما نسیه و پول نمی دهند و متصدی جایگاه سوخت هم برای صدور حواله جدید برای بارگیری بنزین پول کافی ندارد.

حالا گردشگری که ازهمه جا بی خبر به شهدادمی آید به مسئولی مربوط نیست که خودرویش بنزین ندارد.اصلا بهتر .گردشگر کمتر ُ آسودگی بیشتر و مشکلات کمتر . شاید اینطوری بروند خودروی سه گانه سوز بسازند؟یعنی اختراع کنند .

برچسب: نویسنده: عباس تقی زاده تاريخ: دوشنبه 4 بهمن 1389 ساعت: 21:56

صفحه بندی